این یه تبلیغ نیست ... به خدا تبلیغ نیست ...
تاکید می کنم ، بنده هیچ تبلیغی برای پارسی بلاگ نمی کنم اما اگر به پیشرفت فکر می کنید به پارسی بلاگ بیایید
www.mahdiyare313.parsiblog.com
ما هم رفتیم پارسی بلاگ ...
مهدویّت
تاکید می کنم ، بنده هیچ تبلیغی برای پارسی بلاگ نمی کنم اما اگر به پیشرفت فکر می کنید به پارسی بلاگ بیایید
www.mahdiyare313.parsiblog.com
ما هم رفتیم پارسی بلاگ ...
سلام علیکم خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی
با توجه به مشکلاتی که در چند وقت اخیر در بلاگفا به وجود اومده از جمله سرعت بسیار کم که خیلی ما رو اذیت می کنه و خیلی وقت ها صفحات باز نمی شه تا وبلاگ رو به روز کنیم و خیلی از وبلاگ ها هم اصلا باز نمی شه ما نقل مکان کردیم به پارسی بلاگ که امکانات فوق العاده ای هم داره به همین دلیل از دو سه ژست بعد کلا این وبلاگ تعطیل می شه و از این به بعد در پارسی بلاگ به روز خواهم شد.
آدرس جدید :
www.mahdiyare313.parsiblog.com
التماس دعا در شب های قدر
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز در بازگشت به گذشته که گفته بودم تصمیم گرفتم تا قسمت هایی از کتاب فتح خون آسید مرتضی آوینی رو بذارم .
انشاء الله به برکت قلم آسید مرتضی کم کم قلم ما هم راه بیفته.
((الرحیل! الرحیل!
اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را !
اکنون بنگر حیرت عقل را و جرات عشق را ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ... راحلان طریق عشق می دانند که ماندن نیز در رفتن است . جاودانه ماندن در کنار رفیق اعلی ، و این اوست که ما را کشکشانه به خویش می خواند.))
(( عقل می گوید بمان عشق می گوید برو ؛ و این هردو ، عقل و عشق را ، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان این دو معنا شود، اگر چه عقل نیز اگر پیوند خود را با چشمه خورشید نبرد ، ععشق را در راهی که می رود ، تصدیق خواهد کرد ؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست))
((... وبدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن : حسین ، حسین ، حسین. نمی تپد حسین حسین می کند.))

(( و تو ای آنکه در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر الهی بوده ای و اکنون ، در دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت ویکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...))
(( یاران! شتاب کنید ،که قافله در راه است. می گوین که گنهکاران را راه نمی پذیرند ؟ آری ، گنهکاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند.))
التماس دعا
اللهم الجعل عواقب امورنا خیرا
بیا مهدی بیا دورت بگردم بیا تا دست خالی بر نگردم
بسم رب الشهداء والصدیقین
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
امروز تصمیم گرفتم که یه بازگشت داشته با
شم . بازگشتی به اون چیزهایی مونده ؛ کدوم ؟؟؟
الان علی آقا می گه خودت رو کشتی با شهید آوینی ؛ حاج آقا پناهیان می گفت می دونید چرا سید مرتضی شهید شد؟ چون این اواخر سید مرتضی داشت حقایقی از جنگ رو بیان می کرد که اجازه نداشت یعنی چی؟ یعنی هر که را اسرار حق آموختند / مهر کردندو لبانش دوختند به آقا مرتضی گفتند نه دیگه بیشتر از این نمی تونی بگی اجازه نداری برا همین باید بری.

شاید دلیل خود کشی ما با شهید آوینی هم همین باشه چون هیچ راه فراری برای بهانه آوردن نمی ذاره از آرمانخواهی انسان ... تا اینکه سید شهیدان اهل قلم مهندس شهید مرتضی آوینی به یکی یکی این القاب توجه کنید : 1- سید 2- شهید- 3- اهل قلم 4- مهندس یعنی: 1- خون 2- عمل به دین 3- هنر 4- علم یعنی دارا بودن همزمان 4 بعد که خیلی از ما یکی از اون ها رو هم داشته باشیم نمی تونیم درست ازش نگهداری کنیم ولی آسید مرتضی می گه تو غلط می کنی فقط یکی از این ها رو داشته باشی باید همه رو داشته باشی تازه درست هم ازش مراقبت کنی .
آره داشتم می گفتم خیلی دور اول شدم بعد هم شدیم از شهدا پس می خوام برگردم .
این دفعه نمی گم برگردیم چون من نمی تونم کسی رو برگردونم ولی می تونم بگم هرکی پایه برگشتنه بسم الله
اما برگشت به چی ؟
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
آره اگه پایه هستین برگردیم به اون چیز هایی که تو گذر زمان جا گذاشتیم بسم الله .
برگردیم به حاج احمد .
برگردیم به محسن وزوائی.
برگردیم به آقا ابراهیم هادی.
برگردیم به حاج همت.
بر گردیم به مهدی زین الدین.
بر گردیم به محمد عبدی.
برگردیم به ...و...
از شهدا بخواهیم برای پاکی روح ما هر کدوم که یه مشت آدم بدبخت رو لایق می دونن یه صلوات بفرستن.
ما هم برای پاکی روح مون به یاد شهدا یه صلوات می فرستیم.
اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک.
اللهم عجل لولیک الفرج.
بسم رب المهدی(عج)
سلام علیکم خدمت تمام دوستان مسجدی ، وبلاگ نویس ، مدرسه ، دانشگاهی ، ((طرح ولایتی (به خصوص داداش عبدالله گرامی))) و هر کسی که این مطلب رو می خونه.
چند وقت قبل یکی از اصول زندگی ام رو برای یکی از برادر هام که بر اثر یه سری سوء تفاهم ها با هم یه نمه اختلاف نظر پیدا کرده بودیم بیان کردم و این برادر عزیز هم به من (یا به قول یه دوست آذری زبان: شیطان پلید پست و... که کفش پوشیدن هم بلد نیست) گفت که مشکل من هم با این اصول که تو زندگیت داری.
حالا چرا دارم این مطلب رو می نویسم؟
چون احساس می کنم که به دلیل موذمار بودن (به یاد براااااااااااااااااادر عبدالله که مخترع این کلمه وزین که خلاصه شده مارمولک موذی است که طبق درجه بندی خودم بعد از مارمولک 2 و مارمولک تمام استفاده می شه و شامل موذمار 2 و موذمار تمامه) اون هم از نوع موذمار تمام و به دلیل خیلی از مصلحت هایی که خیلی از رفتار های ناخواسته رو به وجود می یاره و به دلیل فعالیت در مکان های مختلفی که باعث میشه بعضی وقت ها حرکت هایی که در خور جمع دیگری است در جمع دیگر به وجود بیاد که البته هر سه تای این ها هم اشتباهه و توجیه که همه دوستان هم می دونن توجیه ... است باعث به وجود اومدن دید اشتباهی می شه که البته نا حق هم نیست تصمیم گرفتم که بر خلاف علاقه ام یا بهتر بگم دلخواهی من (چه زیان ها که نمودم زه ره دلخواهی / چه ملامت که کشیدم به هواخواهی دل)(به یاد استاد عزیزم دکتر آقا مرتضی آقا تهرانی) که تصمیم گرفتم زیر پا بذارمش و این اصول رو اعلام عمومی کنم تا اگر اشتباهی در این اصول هست من رو راهنمایی کنید (گوش شیطون کر تصمیم گرفتم در این ماه رمضون اگه خدا بخواد آدم بشم .
اصول من: این اصول بدون ترتیب گذاشته شده و تعدادی است که به ذهنم رسید اگر بیشتر شد اضافه می کنم)
انتظار فرج با بی عملی همراه
نمی شود
(امامنا و سیدنا و قاعدنا و مقتدانا
امام سید علی الحسینی الخامنه ای )
احساس کردم یه مقدار نشده عقاید خودم رو تو زندگی در وبلاگ بیان کنم.
برا همین تصمیم گرفتم که با توجه به تاسیس مخفیانه وبلاگ سیاسی جناح ما من هم جناح خودم رو به همه اعلام کنم هر چند این تاخیر جایز نبود ولی خوب اینقدر فکرم مشغول بود که اصلا حواسم نبود که خط فکریم شاید مشخص نشده باشه.
هرچند که خدا اول توجیه رو خلق کرد بعد جهنم.

اما جناح ما تو دو بیت شعر
۱-نماز بی ولایت بی نمازی است تعبد نیست نوعی حقه بازی است
۲-خامنه ای ای ز تو حجت تمام روحی لک الفدا علیک السلام
خلاصه اینکه خط ما خط امامه یعنی پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.
التماس دعا
قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است
یازده بار شمردیم یکی باز کم است
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است
عرق شرم زمین است که سرباز کم است

۱۱۷۷ سال گذشت ولی ظاهرا هیچ کس هیچ دردی احساسا نمی کنه
اللهم عجل لولیک الفرج

در"انتظار" بهار
عباس چشامی
چراغ خانه را روشن كنید آواز بگذارید
كسی باید بیاید لای در را باز بگذارید
بیفشانید آبی بر حیاط و یادتان باشد
كه در بالای مجلس چار بالش ناز بگذارید
بجنبید و بیندازید نقلی در دهان غم
به پا خیزید و در دستان شادی ساز بگذارید
الا دلهای تمرینكرده دور از او پریدن را
از اینجا تا رسیدنگاه او پرواز بگذارید
بیاید بیشتر گل میدهد بیش انتظاران را
اگر دل كندهاید از این صبوری باز بگذارید
نگاهش راهزن بسیار دارد من كه میترسم
مگر در رهگذار چشم او سرباز بگذارید
التماس دعا
یه دوستی می گفت همیشه تصمیمات سر نوشت ساز در لحظات حساس گرفته می شه.
یه استاد عزیزی هم می گفت هر جا تو قرآن که اسم پیامبر یا الفاظی مثل رسول دیدید اسم خودتون رو جای اون بگذارید.
من هم تصمیم گرفتم:
یا عباس فاخلع نعلیک انک بالوادی المقدس توی
عباس اول نفست رو پاک کن بعد بیا که اینجا مقدس با کفش نفس نمی تونی بیای تو.
التماس دعا
حقیر عبدالزهرا(س) (مهدیار)